۲- دانشگاهمون دانشگاه خوبیه،خیلی هم قشنگه... دوستش می دارم!
۳- امروز به یک گروه دانشجویی دعوت شدم.
یه گروه تمام برو بچه های ایرانی تو دانشگاه شارجه! آخ جوووووووون.....![]()
۴-یه کم مخم هنگ کرده ...میگن عادیه!!!![]()
۵- سایه...!!

من امشب دلم گرفته ولی
نه امشب و نه هیچ شب دیگر...
دگر با من چیزی از عشق مگو...
حرفی مزن ...
دگر از شب و باران و سکوت چیزی مگو...
از درد و من وتو حرفی مزن...
نه امشب نه هیچ شب دیگر!!!
نه از آغاز شقایق نه از پایانش چیزی بگو ....
نه از سرودن بگو و نه از خیالهای گنگ و پوچ و بیهوده...
نه...
نه ...
نه...
هیچ مگو...
فقط برو!
از خیال گنگ وخموشم برو!
شاید قانع شدم...

پ ن : شاید آن وقت توانستم به هر سازی که می زنی برقصم!
حالا بزار دوتا گوش ـ مو هاش و دست و پاهاشم نشه فراموش!!!...))
چشم چشم ۲تا چشم پر از ریا...
دست دست دو دست پراز گناه...
یه دهن پر از دروغ...یه نگاه تابلو از دورویی...
واین شد آدمک قصه ی ما !!!
مداد سبز و آبی و سفید رو بزار کنار!
مشکی وخاکستری و قهوه ای رو بزار شاید شد باهاش یک آدمک به روز کشید!
من که هستم ـ ولی تورو نمی دونم ...
راستی تو سپید بودی یا سیاه؟! یادمه گفتی در حال سپید شدنی!
اکنون را نمی دانم!
من یک آدمک به روزم ـ تو چی؟!
سفر...
دور از تو...


من تنهام؟!
من حس می کنم تنهام!
خسته از سکوت و درد...خسته از نگفتن هام...خسته از تو گفتن هام...
خسته از هیچم!
تنهایم بی هیچ نگاهی بی هیچ کلامی و بی هیچ تویی!
دست هایم به فریاد آمده اند!
بی هیچ صدایی
درون خود داد میزند...
می شنود!

یه هو گیج و منگ می شم می افتم کف اتاق...
ـ یکی از نوشته هامو تو خونه قدیمی پیدا کردم مال دی ماه ۸۴...
چه حسی بهم دست داد...نمی دونم!!! فقط اشک تو چشمام جمع شد...همین!
ـ خدا کنه این آقاهه که روش حساب کردم کار منو جور کنه!
ـ زبان تازه الآن درس دوازدهمم...نمی رسم!
ـ فکر کنم همش پونزده روز دیگه مونده به پرواز ... اگه کمتر وبیشتر نشه!
گیج و منگم!!!
مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي نمي ديد روزي شخصي در حال نماز خواندن
در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي
مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي
چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم؟!!!!!!
(برگرفته از یکی از سایتهای فرهنگی و...)
نه مهربان دل ِ من!
حرفی نیست!

