تبليغاتX
تــه نقـطه های ذهـن یـک طـراح
 

من در مقابل این همه دوستت دارم هایی که باید می گفتم و نگفته ام ، چه کنم؟! 

  

پ ن : پرستش واقعی را از بوی دستانت می فهمم!

+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/06ساعت 14:13  توسط نقـطه  | 

 

ولنتاین بهـــــــانه َ ســت. . .  

شب و روزهای من با یاد تو از ولنتاین زیباتر است. 

  

پ ن : در نبودنت تعطیل می شوم ، نمی توانم به چیزی جز تـو فکر کنم. . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/24ساعت 22:56  توسط نقـطه 

می شود راهی به من نشان دهی؟ 

نه تو می توانی تغییر دهی ، 

نه من می توانم این گونه ادامه دهم. 

می شود این بازی ها را تمامش کنی؟ 

خسته ام کردی ، تمام وجودم خسته ست ، 

خواهش می کنم بفهم. 

نمی کشم. 

خواهش می کنم بفهم. 

 

پ ن: نه هستی ، نه نیستی! 

هستی، واسه همیشه باش... نیستی، برو ... واسه همیشه برو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/12ساعت 22:7  توسط نقـطه 

 

می شود مرا "هوی" صدا کنی؟!   

ترجیح می دهم /

تا اینکه بخواهم یک "شما" ی تنها باشم ! 

 

پ ن : سردم شده / از هوای خیالم... 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/07ساعت 23:6  توسط نقـطه 

 

یادت هست ؟  

 گفتم : برو 

 گفتی: گم می شوم  بی تـــــو 

 یادم هست 

 رفتم 

 گم شدم بی تـــو. 

    

 پ ن : سهم تو از زندگی خورشید است عزیز دل من ، نه ظلمت و خاموشی.  

+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/23ساعت 23:4  توسط نقـطه 

 



m0zhgan musiC